السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
249
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشوند ، در نتيجه معناى آيه اين مىشود كه كفار ظلم كردند ، و دروغ گفتند « 1 » . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : كلمه « ظلما » به وسيله « جاء » منصوب نشده ، بلكه به خاطر حذف حرف جر بوده ، و تقدير كلام « فقد جاؤا بظلم » بوده . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : كلمه مذكور حال است ، و تقدير كلام : « فقد جاؤا ظالمين - آمدند در حالى كه از ستمكاران بودند » بوده . ولى اين حرف بسيار سخيف و بى پايه است . و نيز در مجمع البيان است كه : اگر گفته شود كه چرا در پاسخشان به همين كلام كوتاه اكتفاء كرده ؟ در جواب مىگوييم : چون در سابق با كفار تحدى كرده بود ، كه اگر در باره قرآن شك داريد نظيرش را بياوريد ، و چون از آوردن نظير آن عاجز شدند ، لذا در اينجا به همين مقدار اكتفاء فرمود ، چون فقط مىخواست متنبهشان كند به عجز و ناتوانيشان « 4 » . ولى گويا جواب از اين سخن كفار ، * ( « إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراه » ) * و از اينكه گفتند : * ( « أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها » ) * جمله * ( « قُلْ أَنْزَلَه الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ . . . » ) * است ، كه به زودى اين معنا را روشن مىكنيم ، و جمله اى كه صاحب مجمع آن را جواب پنداشته ، يعنى جمله * ( « فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَزُوراً » ) * جواب نيست ، بلكه صرفا رد كلام كفار است ، كه در معناى رد كلام خصم است با سند ، و سندش همان آيات تحدى است . و كوتاه سخن اينكه : معناى آيه چنين است : كسانى كه از عرب كفر ورزيدند گفتند اين قرآن ، نيست مگر كلامى منحرف از وجهه اى كه بايد داشته باشد ، چون كلام خود محمد است كه به خدا نسبتش داده ، و در اين افتراء جمعى از اهل كتاب نيز او را كمك كردهاند ، و اين اعراب كافر با اين سخن خود ظلم و دروغى مرتكب شدند . * ( « وَقالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْه بُكْرَةً وَأَصِيلًا » ) * كلمه « اساطير » جمع « اسطوره » است ، كه به معناى خبر نوشته شده است ، ولى بيشتر در اخبار خرافى استعمال مىشود . و كلمه « اكتتاب » به معناى كتابت و نوشتن است ، و اگر نوشتن را به آن جناب نسبت دادهاند ، با اينكه مىدانستند آن حضرت نوشتن را نمىداند ، از باب مجاز ، و يا از اين باب است كه به درخواست او ديگران نوشته باشند ، هم چنان كه امير مىگويد من به فلانى چنين و چنان نوشتم ، با اينكه منشى او به دستور او نوشته است ، به شهادت اينكه دنبالش گفتند : * ( « فَهِيَ تُمْلى عَلَيْه بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * - پس اين قرآن
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 160 . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 235 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 161 .